نکاتی مختصر درخصوص (منافع ) و ( حق انتفاع )

بقلم استاد عبداله خادمی سردفتر 1 مهاباد 

 

( منافع ) و ( حق انتفاع ) : ظاهراً عباراتی مشابه که علیرغم داشتن نکات مشترک ، وجوه افتراقی هم دارند که ذیلا در خصوص مفهوم کلی آنهاونکاتی خاص وجزئیاتی بیشتر درموردحق انتفاع مطالبی را مرور می کنیم :

در ماده 29 قانون مدنی تصریح شده : ممکن است اشخاص نسبت به اموال علاقه های ذیل را دارا باشند :

1 مالکیت ( اعم از عین و منفعت )                     2- حق انتفاع                    3 حق ارتفاق به ملک غیر

در نگاهی اجمالی به تقسیم بندی مقرر در ماده 29 قانون مدنی معلوم می شود که قانون گذار حق انتفاع را متمایز از مالکیت عین و منافع بر شمرده و در ماده 40 قانون مدنی حق انتفاع چنین تعریف شده است  : حق انتفاع عبارتست ازحقی که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند واز عمری و رقبی و سکنی بعنوان حالات و اقسام حق انتفاع در ماده تین 41 و 42 و 43 ق.م نامبرده شده و مفهوم هریک بشرح ذیل استنباط می شود :

عمری  : حق انتفاع برای مدت عمر شخص منتفع ، مالک یا ثالث .

سکنی یا حق سکنی : حق انتفاع در قالب سکونت در مسکنی .

رقبی : قسمتی از حق انتفاع که از طرف مالک به نفع دیگری برای مدت معین برقرارمی شود.        

اما در خصوص منافع در ماده 466 قانون مدنی در تعریف عقد اجاره آمده ( اجاره عقدیست که به موجب آن مستأ جر مالک منافع عین مستأ جره می گردد ) ولی نباید تصور کرد که مالکیت منافع منحصرا با عقد اجاره حاصل یا واگذار می شود بلکه با سایر عقود مثل صلح هم منافع واگذار و تملیک می گرددهرچندتعریفی خاص و صریح از منافع و منفعت در قانون مدنی وجود ندارد ولی جناب استاد دکتر کاتوزیان منفعت را چنین تعریف کرده است : منفعت به مالی گفته می شود که بتدریج از عین استفاده می شود مقصود از منفعت ثمره و حاصل است که بتدریج از اعیان اموال بدست می آید بدون آنکه از عین مال به گونه محسوس بکاهد خواه ثمره مثل میوه درختان عین مادی باشد یا وصفی که عین مال از آن جهت قابل انتفاع است مانند صلاحیت حیوانات برای سواری ( حقوق اموال و مالکیت و عقود معین )،که با توجه به تعریف مذکور میتوان گفت مثلا کشیدن سیگار را نباید منافع تلقی نمود زیرا از عین مال به گونه ای محسوس کاسته می شود . و آقای سید حسن امامی نیز منفعت را چنین تعریف نمودند : منفعت وضعیتی نهفته در عین مال است و می توان به این اعتبار مورد عقد و انتقال قرار گیرد. (( دکتر امامی ـ سید حسن ـ حقوق مدنی ج 2 ص 4  ))

ظاهرا مالکیت توأم بر عین و منافع با هم ملازمت نداردولی اصل بر این است که مالک عین ، مالک منافع هم هست البته در بدو امر نوعی تبعیت منفعت از عین نیز به ذهن متبادر می گردد ولی این تبعیت می تواند به حکم قوانین و مقررات یا گاها" نیز با انعقاد عقود و درپی تراضی و توافق طرفین این اصل ( تبعیت منفعت از عین) بهم می خورد.

 

 اما چند نکته ماحصل بررسی ها در خصوص  ((حق انتفاع ))به شرح ذیل می باشد :

1-     در حق انتفاع عین مال در مالکیت شخص دیگر است .

2-    منتفع مالک منافع هم نیست .

3-    حق انتفاع به موجب عقد به وجود می آید .

4-    در حق انتفاع منتفع فقط صاحب حق می شود ولی حق انتفاع به حد کمال مالکیت منافع نمی رسد لذا صاحب حق فقط حق استعمال و بهره برداری و انتفاع را دارد .

5-    مال ، موضوع انتفاع است و استعمال مال نباید موجب زوال وکاستی محسوس عین مال شود لذا خوردنی ها و آشامیدنی ها نمی تواند موضوع حق انتفاع باشد .

6-    باید استفاده از مال با بقای عین ممکن باشد ( مال منقول یا غیر منقول مشاع یا مفروز ).

7-    منتفع باید در حین و زمان عقد موجد حق انتفاع وجود داشته باشد .

8-    تعیین مدت در رقبی موجب لزوم عقد است .

        9- در عمری با فوت کسی که حق انتفاع به عمر او مقید شده حق انتفاع منتفی می گردد.

        10- اصل بر وجود حق واگذاری برای دارنده حق انتفاع است مگر اینکه در عقد شرط عدم واگذاری یا شرط       مباشرت شده باشد .

       11-  دعاوی  مربوط به حق انتفاع از اموال غیر منقول از قبیل خلع ید و امثال آن تابع ضوابط دعاوی اموال غیر منقول است .

12 در صورت عدم تعیین مدت،  حبس مطلق می باشد .

13 حق انتفاع در صورت انقضای مدت زایل می شود .

14- حق انتفاع در صورت تلف مال موضوع انتفاع ، زایل می شود .

چون از ناقص بودن مطلب اطمینان دارم لذا انتظارمی رود بازدیدکنندگان صاحب نظرضمن رفع نقایص موارد تکمیلی را برشمرده که موجب امتنان و تشکر خواهد بود تا  با همت دوستان مطلب قابل استفاده گردد .

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع : http://sardaftaranesari.mihanblog.com/post/602

/ 5 نظر / 134 بازدید
[جان فزا

سلام همکار گرامی با توجه به حکم دیوان در خصوص اخذ تحریر مبنای ثمن واقعی اقدامی انجام شده است وآیا جنابعالی در اسناد غیرمنقول قیمت منطقه ای هنوز اعمال میکنی ؟ باتشکر سردفتر 159 جیرفت وبلاگ سران دفاتر اسناد رسمی

جمشيدي

كلبه ي عمو و چاي ديشلمه "بنچاق" با "كلبه ي عمو" به روز شد .

فائزه

سلام و عرض ادب وبلاگ زیبا با مطالبی مفید دارید خسته نباشید من یه سوال داشتم/البته حقوق خصوصی خواندم و در گیلان زندگی میکنم اگر بخوام یه دفتر بخرم وبعد امتحان بدم برای مجوز... 1. این عمل حقوقی چه عنوانی دارد؟عقد بیع محسوب میشه؟ یا یه نقل و انتقال امتیاز است؟ 2. مراحل بعدی برای گرفتن مجوز چیه؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

اسماعیلی

با سلام و درود خدمت شما با کسب اجازه وبلاگ شما را لینک کردم

فائزه

ممنون از پاسخ مبسوط شما؛ ماده 69 رو نگاه کردم در مورد وراث و بازنشستگی است آیا غیر از این موارد هم امتیاز قابل انتقال است؟ میدانیم که سردفتری همانند وکالت و قضاوت قایم به شخص نیست...آیا منع قانونی ندارد؟ میخوام خیالم راحت باشه...بعد وارد این عرصه بشم... ممنونم که وقت میگذارید و پاسخ میدید