اندر حکایت ثبت آنی- گر بخواهند میشود .

به نام خدا

اندر حکایت ثبت آنی

اگر بخواهند میشود!!

 

 

اهل محاضر جملگی در جنب و جوش و تکاپو هستند، ظاهرا دارد اتفاق بزرگی رخ می دهد!؟بله

ثبت آنی !!!

شاهد آن نیست که موئی و میانی دارد         بنده طلعت آن باش که ( ثبت) آنی دارد .

 

 

عده ای از این جماعت می گویند نشدنی است مگر میشود همه چیز را آنی با ثبت آنی دگرگون نمود یا اگر هم بشود بسی مفسده در آن متبلور خواهد بود زیرا که زیرساختها و رو ساختها و امکانات علمی و عملی و فنی دفاتر مهیا برای این امر گران و خطیر نیست و مردم و محاضر به مشقت خواهند افتاد و چنین و چنان و ... الخ

 

 

گروهی دیگرگویند: شیویه ای بسیار نیک و پسندیه است این ثبت آنی. اگر چه در بدو امر دشواریهای بر آن متصور است ولی مانند هر سامانه ی دیگری چنان بدان خو خواهیم گرفت که بی آن آنی نتوان به سر برد .

بنده آنی که در بند آنی

 

 

واگر کار این سامانه سر گیرد بسیار عالی بوده فوائید بسیاری بر آن مترتب خواهد بود و مفاسد و بلایای بیشماری به سبب آن دفع خواهد گشت .

ظریفی می گفت بله از جمله فوایدی که در ثبت آنی نهفته است تحت نظر گرفتن تقسیم عادلانه اسناد است به نحوی که هیچ بنی بشری را یارای تخطی از آن نخواهد بود و این آروزی دیرینه دفاتر مستضعف تحقق خواهد پیوست. بدین ترتیب که بتوان بدین طریق (طریق سامانه ثبت آنی) اسناد دفاتر معزز اسناد رسمی از جمله اسناد رهنی و بانکی پر پرو پیمان آنها را کنترل نمود و بالا تر ار آن اینکه به طریق این سامانه سقفی برای این اسناد تعیین کرد که محاضر و دفاتر طماع و حریص نتوانند بیش از سهم خود ثبت سند رهنی کنند یعنی سامانه محترم ثبت آنی بدانها اجازه چنین عمل شنیعی را نخواهد داد . اینجاست که بانکهای محترم و معزز مجبور خواهند بود اسناد را به دفاتری ببرند که ظرفیت خالی برای اسناد رهنی دارند و این به طریق عدالت نزدیکتر خواهد بود .

حریفی دیگر بانگ سرداد که نه آقا این که می گویید طریق محال است و امکان آن وجود ندارد، اولی گفت چرا آقا شما سامانه قدر قدرت ثبت آنی را دست کم گرفته اید اگر بخواهند میشود و سامانه را یارای آن هست به شرطی که بخواهند .

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

دومی گفت بله شاید بشود ولی از طریق عدالت دور است دفتری که یک سردفتر و دفتر یار بیش ندارد به همان اندازه بهره از سند رهنی و بانکی ببرد که آن دفتر دیگر با دم و دستگاه و خدم و حشم فراوان میبرد .

وا عجبا به طریق عدالت نزدیک است که یک دفتر چندین ده میلیون در آمد در ماه داشته و مدام بر خدم و حشم خود بیفزاید صرفا چون باصطلاح روابط عمومی ( شما بخوانید خصوصی) ایشان برجسته است و دفتر دیگر از نداری و ناچاری کارمند برای خود نمی گیرد چرا که در اجاره محل دفتر خود نیز مانده است صرفا به این گناه که روابط عمومی او اندک است .

/ 6 نظر / 59 بازدید
سردفتر irnotary

درود ولی چه شود اگر بشود ؟ بنده هنوز مات و مبهوت و به عبارتی هنگ کردم و در طراحی نرم افزار تحت وب آن ما نده ام کاری که با آزمون و خطا شروع شود و مصیبتش را دفاتر بکشند و افتخارش را آنان برند قطعا در آن دنیا بی پاسخ نخواهد بود !

همکار

لطفا این ثبت با ستد ها پاک کنید تا مطالب قابل خواندن باشد

قارداشی

با سلام خدمت همکارگرامی نظر به بهم ریختگی نظرات در وبلاگ بنچاق 2 در خصوص ثبت انی یک مدل نمونه در سایت این دفتر طراحی شده است لطفا در اینخصوص نظر خود را اعلام بفرمایید تا پس از جمع بندی به اطلاع سایر همکاران برسد . لینک : http://www.n1147.com/index.php/2012-02-13-11-56-03 ارادتمند مهدی علی قارداشی دفتر 1147 تهران

اسماعیلی 354 مشهد

سلام و درود بسیار جالب بود

کاوندی

سلام خدمت شما واقعا از خواندن این مطلب لــــذت بردم .

همکار

ایا مشکل ما با بیست میلیون تومان درسال حل میشود؟اگر قرار بر تقسیم عادلانه باشد اسناد بانکهای خصوصی و اسناد منقول حجم بیشتری از اینها دارند انها نیز باید تقسیم شوند.