دفتر اسناد رسمی 35 قم
دفاتر اسناد رسمی، امور ثبتی و حقوقی

کارمند سابق

 

کارمند سابقم ((محمد)) که ازآشنایان بود فردی کم رو ، دورن گرا و دارای روحیات خاص و مردم گریز بود و از آن دسته افرادی است که اگر کسی نباشد که سفارششان را بکند یا دستشان را بگیرد و جایی بند کند، در زندگی عادی هم دچار مشکل می شوند به همین دلیل تا این سن که بیش از سی سال دارد نه توانسته شغلی ثابت برای خود دست و پا کند و نه توانسته ازدواج کند و نه در تحصیلات به جایی برسد و از حدود 15 سال پیش که پدرش که یک روحانی و معمم بود به علت سرطان درگذشت در کنار مادر و دو خواهرش با مستمری و در آمدی اندک به سر می برد و در ظاهر سرپرست آنهاست ولی در واقع با دو خواهرش تحت کفالت و سرپرستی مادرش می باشد. به نظرمی رسد چنین افرادی در ظاهر افرادی سالم و بی عیب هستند ولی در واقع مشکل برقراری ارتباط با جامعه و اطراف خود دارند و نیاز به حمایت عمومی و قانونی و اطرافیان دارند و باید نهاد و راهکاری اندیشیده شود که این افراد که در ظاهر سالم هستند و مشکلی ندارند، شناسایی و تحت حمایت شغلی و اجتماعی قرار گیرند و سهمیه ای برای آنان در اشتغال و امکانات اجتماعی در نظر گرفته شود و اینجانب به شخصه دیده ام چنین افرادی به سفارش اطرافیان در اداره ای و نهادی استخدام و به کار گرفته می شوند و اگر چه کارایی و تخصصی ندارند ولی از باب حمایت همچون سایر کارمندان آن اداره و نهاد حقوق و مزایا می گیرند . اما(( محمد)) ما از چنین امکانی بر خوردار نبود و آشنا و فامیلی نداشت که خرش برود و او را در آداره و نهاد یا شرکتی جا کند . دو سه سال پیش وقتی از اوضاعش با خبر شدم از او خواستم به دفترخانه بیاید و در کارهای دفترکه بیشتر پا دوئی بود کمک کند و قصدم این بود که در دفتر خانه ماندگار شود ولی بعد از حدود یک سالی که در دفتر مشغول بود از بد روزگار یا بد اقبالی این بنده خدا  به ناگاه تعداد دفاتر سعودی سر به فلک کشید و اوضاع معاملات و کسب و کارسیر نزولی یافت و ناچار شدم علی رغم میل باطنی عذرش را بخواهم و از او بخواهم زود تر فکرشغل دیگری باشد چون هزینه ها با درآمد نمی خواند . بعد فهمیدم در پاساژی به عنوان نگهبان شبانه مشغول کار شده است و دو روز پیش یکی از آشنایان با همراهم تماس گرفت و گفت از محمد خبر داری گفتم چطور؟ گفت از پاساژی که نگهبان آن بوده سرقت شده و حدود 20 روز است که در بازداشت و تحت بازجویی است و وضعیت جسمی و روحی مناسبی ندارد هیچ کس هم سراغش را نگرفته و پی گیر کارهایش نیست چون کسی را ندارد، ببین می توانی کاری برایش بکنی؟ از شنیدن خبر بسیار متاثر و ناراحت شدم . ولی چکار می توانستم بکنم کاری از دستم بر نمی آمد جز اشک و اندوه و افسوس و آه. در مملکت قانون گرا مگر می شود در کار قانون دخالت کرد؟!! کاری که باید می شد این بود که اخراجش نمی کردم ولی از توانم خارج بود و از این بابت احساس مسوولیت می کردم و خود را سرزنش می کردم .

این سرنوشت بد صرفا گریبانگیر محمد نبود چون چندی پیش به جهت بد تر شدن وضعیت کسب و کار نا چار شدم عذر دو کارمند دیگر را بخواهم که وضعیتشان بهتر از محمد نیست.

بله این است ارمغان ازدیاد نسنجیده دفاتر به بهانه ایجاد اشتغال و غیره و غیره و مسببین آن در پیشگاه خداوند در قبال محمد و محمدها البته باید پاسخگو باشند.

 

[ یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ ناصر پیر محمدی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دفتر اسناد رسمی 35 قم سردفتر : ناصر پیر محمدی دفتریار : ابراهیم عباسی. نشانی : قم خ توحید نبش توحید 22. تلفن38816500 - 025 و 38825559 - 025 تاریخ تاسیس 15/1/1382. هدف این وبلاگ تبادل اطلاعات و نظرات با همکاران و خوانندگان. آنچه در این وبلاگ می آید، ( جز آنچه جنبه خبری و اطلاع رسانی دارد)نظرات مدیر وبلاگ و در قسمت نظرات( کامنتها) نظرات شخصی کامنت گذارنده است و استنباط نهایی با توجه به تبادل نظرها با خوانندگان میباشد .
امکانات وب
RSS Feed



نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب