دفتر اسناد رسمی 35 قم
دفاتر اسناد رسمی، امور ثبتی و حقوقی

این مجری چه خصومتی با دفاتر اسناد رسمی دارد؟

سه شنبه 16 دی ماه 1393 ساعت 8 و 30 دقیقه، برنامه حرف حساب شبکه یک، مجری: کیا داود اسفندیاری . میهمان : محمد رضا دشتی اردکانی رئیس کانون سردفتران و دفتریاران.

 .......

میهمان : .... اسناد اتومبیل ..

مجری : آقا حرف سند اتومبیل را نزن که هیچ ارتباطی به دفاتر اسناد رسمی ندارد.

میهمان:آقا صریح قانون داریم،(( ماده 29*قانون رسیدگی به تخلفات راهنمایی و رانندگی.))

مجری: اصلا هم اینطور نیست، خوده اون آقا پلیسه تو برنامه مناظره گفت که سند اتومبیل ربطی به شما ندارد، پلیس بهتر می دونه یا شما.

میهمان : نه آقا م م ...

مجری : اصلا شما دیگه هیچ حرفی نزن، موضوع برنامه امروز ما اصلا این نیست ولی به قطع می گویم که سند اتومبیل ربطی به دفاتر ندارد، خوده شواری نگهبان هم گفته، کارشناسها هم گفتن اصلا همه گفتن. تازه خودم قبل از این برنامه رفتم همه قوانین رو خوندم البته (اسامی و مواد قانونی یادم نیست) شما هم اصلا حرف نزن که قبول نمی کنم. اصلا همین چند وقت پیش خودم یه ماشین معامله کردم، محضر هم نرفتم و فقط تعویض پلاک کردم پول هم به محضر ندادم تا چشتون درآد .

با کلیک بر روی تصویر زیر می توانید فایل تصویری این برنامه را ببینید.

 

 

___________________

*ـ ماده29 قانون رسیدگی به تخلفات راهنمایی و رانندگی : نقل و انتقال خودرو به موجب سند رسمی انجام می‌شود ......

[ سه‌شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ ناصر پیر محمدی ] [ نظرات () ]

 

 

آخرین ساعات و دقایق روز ششم دی ماه است، روزی که دست و پا می زنیم بنام دفاتر اسناد رسمی نامیده شود تا شاید دیده شویم و خود نیز بهتر ببینیم.

خیلی وقت است که دیگر دل و دماغ وبلاگ نویسی و وبلاگ بازی را ندارم اگر چه حرفهای گفتنی زیادی در دل انباشته دارم.

حالا که آخرین دقایق این روز است دلم نیامد بگذارم و بگذرم و چیزی ننویسم و چیزی نگویم و این پست را به احترام این روز مبارک و به احترام تمامی سردفتران و دفتریاران و کارکنان دفاتر اسناد رسمی می گذارم .

و حالا که می خواهم بعد از مدتها دست به وبلاگ شوم به نقل از دوستی از یکی از شهرهای این ایران پهناور و دوست داشتنی، می نویسم از حال و روز تاسف انگیز یک سردفتر. آن دوست قدیمی در تماسی که با او داشتم می گفت در شهر ما چندی پیش یکی از همکاران سردفتر که سلام و علیکی با او داشتم به من مراجعه کرد و گفت: دوست و همکار عزیز شما که غریبه نیستی، شدیدا در مشکل و مضیقه مالی هستم و از تو خواهش می کنم که این کیف سامسونت مرا بخری تا مشکل مالی من حل شود. در حالی که از درخواست او حیران و متعجب بودم گفتم کیف سامسونت ؟ آخر من نیازی ندارم قضیه چیست و مشکل کجاست ؟ جواب داد می دانم نیاز نداری ولی مشکل مالی دارم و وضعیت کاری دفترخانه خوب نیست، این را از من بخر و کمکی به حال من بکن. گفتم: حالا چند میدهی و این کیف مگر چقدر قیمت دارد که مشکل تو را حل کند. گفت چاره ای ندارم این را از من بردار و صدهزار تومان به من بده تا فی الحال مشکلم حل شود. دویست هزار تومان در آوردم و به او دادم و گفتم کیفت هم برای خودت باشد و این پول را هم از من قرض داشته باش و هر وقت داشتی برایم بیاور و دفتریارش ( که ممر معاش و درآمد دیگری غیر از دفترخانه داشت و وضعیت معیشتش از سردفتر بهتر بود ) می گفت: سردفتر ما وضعیت مالی مناسبی ندارد کارکرد دفترخانه هم بسیار بد است تا جایی که مقادیری از البسه و وسایل خانه اش را هم به من فروخته تا بلکه بخشی از مشکل مالیش را رفع کند !!!!

و وقتی اینچنین وقایعی را می بینم و میشنوم باز مقصر میدانم کسانی را نیمه دوم دهه ی 80 بی محابا و بدون در نظر گرفتن وضعیت و موقعیت دفاتر، در حد توان خود مجوز دفترخانه صادر کردند و باز مقصر تر می دانم کسانی که در کار تقسیم اسناد عمومی و دولتی کار شکنی کرده و همت نکردند و موجب تبعیضات بسیار بسیار ناروا در کسب درآمد و امرار معاش این خانواده شده و می شوند .

[ شنبه ٦ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ ناصر پیر محمدی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دفتر اسناد رسمی 35 قم سردفتر : ناصر پیر محمدی دفتریار : ابراهیم عباسی. نشانی : قم خ توحید نبش توحید 22. تلفن38816500 - 025 و 38825559 - 025 تاریخ تاسیس 15/1/1382. هدف این وبلاگ تبادل اطلاعات و نظرات با همکاران و خوانندگان. آنچه در این وبلاگ می آید، ( جز آنچه جنبه خبری و اطلاع رسانی دارد)نظرات مدیر وبلاگ و در قسمت نظرات( کامنتها) نظرات شخصی کامنت گذارنده است و استنباط نهایی با توجه به تبادل نظرها با خوانندگان میباشد .
امکانات وب
RSS Feed



نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب